مادر شهید: شهید اخلاقش چه با مردم و چه با اهل خانه بسیار خوب بود و همیشه در پایگاه مقاومت بسیج فعال بود و یک لحظه هم در خانه آرام و قرار نداشت.دوستان زیادی داشت. اطاعت پذیری او به پدر و مادر خیلی زیاد بود. در تابستان موقع کارهای کشاورزی در حالی که در بسیج عضو فعال بود و به ما هم در کار کشاورزی کمک می کرد. او عاشق جبهه و جهاد ایثار بود. به شنا و فوتبال علاقه داشت. در برابر مشکلات صبور و بردبار بود.
برادر شهید: در زمان نوجوانی بود که انقلاب شروع شد ، وقتی هم که جنگ شروع شد دیگر آن حال و هوای درس را نداشت. وقتی دوره های غواصی را دید وارد منطقه شد . بعد از مدتی سرباز شد ، همیشه در منطقه بود. یکبار که در منطقه غرب کشور در سنگر بود حالت یخ زدگی (سرما زدگی) پیدا کرده بود. در هر موقع فراخوانی در جبهه داشتند اولین کسی بود که داوطلبانه می رفت. در آخرین بار که به مرخصی آمده بود به او پیشنهاد شغل شد ، ولی قبول نکرد و همیشه حرف امام برای او حجت بود وقتی امام دستور دفاع کردن از اسلام را می دادند سریعاً حرکت می کرد و برای اسلام دفاع می نمود ، آدمی بود فوق العاده خوش اخلاق و خوش رو و خودجوش و همچنین شجاع و نترس هم بود و می گفت تا زمانی که شهید نشده ام تا آنجا که خون در رگ هایم جاری است می جنگم تا امام و پدر و مادر و ولایت فقیه از من راضی باشند. فردی بود ساده پوش و صاف دل و سادگی را دوست داشت .