بسمه تعالی
بنام پروردگار عالم و بنام حضرت مهدی آخرین امام شیعیان جهان و بنام نائب بر حقش رهبر کبیر انقلاب مان حضرت امام خمینی که چشم امید ما و وجود ما به دعای اوست که در راه خدا قدم نهاده و راهش تا قیام قیامت ادامه دارد
راستی ما در چه فکری هستیم آیا می دانیم که چگونه وقتمان را به هدر می دهیم و هیچ استفاده ای از عمرمان نمی کنیم بیاییم به عقل آییم و در راه حقیقت که امام حسین پایه گذار آن شد برویم باید بکوشیم و نگذاریم که دشمنان سو استفاده کنند و ما را به خواب غفلت فرو برند
و من به جبهه حق علیه باطل می روم تا دین خود را به انقلاب و آب و خاک خود ادا نمایم و جان ناقابلم را فدای اسلام کنم .
پدر و مادر و همسر عزیزم از شما می خواهم که بعد از من لباس سیاه بر تن نکنید و گریه نکنید چرا که شهادت برای من افتخار است و بدانید که گریه دشمن را شاد می کند و من از شما و همه کسانی که بعد از من خواهند بود می خواهم که راه مرا ادامه داده و تا آخرین قطره خون خود از اسلام دفاع کنند .
مادر و همسر عزیزم این نامه را زیر رگبار گلوله که همچون تیر بر سرم می بارند برایتان می نویسم و باید بگویم که جبهه جای است که انسان احساس می کند به خدای خود نزدیکتر است و حضور خداوند را در هر لحظه در زیر توپ و تانک و خمپاره حس می کند و باعث دلگرمی انسان می شود.
مادر و همسر عزیزم می خواهم بدانید که من دوستتان دارم و از شما می خواهم که بعد از من از فرزندانم خوب نگهداری کنید و به آنها بفهمانید که پدرشان به جنگ علیه باطل رفته و همچنین به آنها بگویید تا ادامه دهنده راه من باشند .
مادر عزیزم می دانم که برای من خیلی زحمت کشیدی شاید دیگر نتوانم از شما خداحافظی کنم و حلالیت بطلبم ولی به هر صورت باید از من راضی باشی و مادر جان این را بدان که همه ما باید یک روزی که به دنیا می آییم یک روزی هم از دنیا برویم و چه بهتر که انسان در راه مکتب و هدفش کشته شود
پس شما نباید از شهادت من ناراحت شوید و بدان که فقط جسم من از میان شما رفته و کسانی که در راه خدا کشته شوند زنده اند و در نزد خدای متعال دارای مقام والای اندو من دوست دارم که در راه خدا به شهادت برسم اگر واقعا مرد با ایمانی باشم حتما به شهادت خواهم رسید
والسلام