شهيد بهرام عليزاده خيلي شوخ طبع بودند و اصولاً احساس نمي كرد چند لحظه ديگر زير آتش دشمن قرار خواهيم گرفت و براي ايشان بسيار عادي بود. در دل شب در دو طرف ما مين هايي كار گذاشته شده و گاه گاه صداي انفجار خمپاره ها و دريك ستون گردان ما به صورت نشسته و نيم خيز بوديم. يادم هست در آن تاريكي شب شهيد بهرام عليزاده لبخند مي زد و اصولاً ترس و وحشت در وجودش احساس نمي شد و شجاعانه نشست و برخاست مي كرد تا به خط اصلي دشمن برسيم.
در شب حمله معمولاً رمز شب از فرمانده ي گردان به نفر اول اعلام مي شود. در آن شب شهيد عليزاده خيلي آرام به من گفت: رمز عمليات امشب (يازهرا س ) است. چون با ما خيلي شوخي مي كرد من گفتم بهرام شوخي نكني؟ ايشان گفت: نه به خدا جدّي است. رمز عمليات امشب يا زهراست.