بنده با سردار شهيد بهرام عليزاده از دوران كودكي رفيق بوديم و از همان دوران در عثماوندان با هم فوتبال بازي مي كرديم و ايشان ما و ساير بچه ها را به مسجد مي برد و با هم دعاي كميل مي خوانديم. ايشان باني مراسمات دعاي كميل و توسّل در مسجد پيرمؤمن روستاي عثماوندان بود و هميشه با روي خوش و خندان بچه ها را به مسجد و پايگاه مي برد و در مورد مسائل ديني و شهدا برايمان صحبت مي كرد اگر از جبهه مي آمد از حال و هواي آن منطقه ي جنگي برايمان صحبت مي كرد و همين صحبت ها در انقلابي شدن بچه هاي محل و حضورشان در جبهه نقش بسزايي داشت.