آن موقع ما و دوستان كه غالباً در قالب اتّحاديه انجمن هاي اسلامي فعّاليت مي كرديم، با بچّه هاي سپاه در خيابان مقابل ساختمان سپاه شفت فوتبال بازي مي كرديم. روزي من و جمعي از بچّه هاي انقلابي مشغول بازي در همان خيابان بوديم كه در حين بازي متوجّه شديم يكي از رانندگان آن مسير كه با يكي از هم محلّي هاي بهرام درگيري داشت، قصد زيرگرفتن يا ترساندن بهرام را داشت. لذا با سرعت به سمت بهرام رفت و بهرام با هوش خاصّي كه داشت، متوجه تصميم و اقدام آن راننده شد. لذا خود را به سرعت كنار كشيد و آن راننده به جاي بهرام حجّت الاسلام والمسلمين حاج آقا رستگار را نقش بر زمين كرد و با دوستان بلافاصله حاج آقا رستگار را با ماشين سپاه و با رانندگي برادر رحمت جعفرزاده به بيمارستان انتقال داديم. يادم هست آقا رحمت آن روز به طرز وحشتناكي رانندگي مي كرد كه نزديك بود به خاطر نجات و رساندن هرچه زودتر آقاي رستگار، همه ي ما را آسماني كند.