بهار سال 1360 بود كه بنده و سردار شهيد بهرام عليزاده داخل بازارچه روستاي عثماوندان بوديم كه وسط اين بازارچه يك دكّه ي چوبي قرار داشت محل فعّاليت منافقين در آنجا بود و به نوعي پاتوقي بود براي آنها. ما تصميم گرفتيم كه اين دكّه را از بين برده تا مانع فعّاليت منافقين در محل باشيم. نزديك اين دكّه ايستاده بوديم كه ناگهان ديدم سردار شهيد بهرام عليزاده، با رشادت و شهامت فراوان و شور و اشتياق انقلابي كه در ايشان بود، اقدام به آتش زدن اين دكّه نمودند. برخورد شديد ايشان در مبارزه با گروه هاي منافقين داشتند واقعاً مثال زدني بود. با از بين بردن اين دكّه ما توانستيم بهترين پاتوقي كه منافقين در روستاي عثماوندان داشتند را از بين ببريم. اين تنها خاطره اي بود كه بنده با سردار شهيد بهرام عليزاده در كار سياسي حادثه خيز داشتم.