یک روز یکی از افراد فریب خورده (منافق) جهت اظهار پشیمانی و ندامت به منزل ما آمده بود و من هم با چایی از او پذیرایی کردم، داخل یخچال را نگاه کردم دیدم چند تا میوه سیب در داخل یخچال هست، در ابتدا خواستم بیاورم ولی با خود گفتم برای چه برای دشمن خدا میوه بیاورم.
پس از رفتن وی سیب را در بشقاب گذاشتم و برای محمدعزیز آوردم، حدود یک ساعت گذشت ولی او سیب نخورد، از او سؤال کردم پسرم چرا سیب نمی خوری؟
گفت: مادر زمانی که فلانی در منزل ما بود میوه داشتی و نیاوردی؟
گفتم: بله
گفت: چرا؟
گفتم: چون ...
رو کرد به من و گفت: مادر میوه ای که داشتی و برای میهمان من نیاوردی و بر او روا نداشتی پس بر من نیز روا نیست. او اگرچه یک فریب خورده و دشمن اسلام است، ولی مهمان من بود و من امیدوارم که هدایت شود.