شهید خلیل چاوشی در فروردین ماه هزار و سیصدوسی ونه که آنروز مصادف بود با روز مبارک عید قربان در خانواده ای مذهبی درروستای چماچا از توابع شهرستان شفت متولد شد او باورود به مدرسه دانش آموز ممتاز و درسخوانی بود ولی بعلت وضعیت بد مالی خانواده نتوانست بیشتر از اول راهنمائی درس بخواند چرا که مدرسه راهنمائی در روستاهای اطراف وجود نداشت لذا ترک تحصیل نمود بعد از آن به موازئیک زنی و بنایی پرداخت که بعد از مدت کوتاهی توانست مهارت زیادی در این رشته پیدا کند وی از اوان دوران کودکی نماز خواندن و روزه گرفتن را شروع نمود درروزهای پر التهاب انقلاب نقشی بسزاو فعال در برگزاری راهپیمائی ها و تظاهرات در شهر فومن داشت در همان ایام پر شور ازدواج نمود که و یادگار دختر از این وصلت باقیمانده است او که در اداره کردن مردم مبارز در جریانات انقلاب دستی توانا داشت بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و تشکیل بسیج به عضویت بسیج در آمد و با آغاز جنگ تحمیلی بدون اطلاع خانواده راهی جبهه های نور علیه ظلمت شد تا اینکه این امر مصادف شد با آغز خدمت مقدس سربازی وی که او همچنان در جبهه ماند ودر مناطق همچون دزفول اهواز خونین شهر بانه بلاخره در سردشت و سومار برد تااینکه او در حالیکه بی سیم چی گردان بود در منطقه سردشت تیری از پشت به قلب وی اصابت نمود ودر حالیکه آنروز نیز همچون روز تولدش مصادف شده بود با عید قربان به در جه رفیع شهادت نائل آمد روحش شاد و یادش گرامی و راهش پررهرو باد…
قسمتی از وصیت نامه :ای آمریکا : بدان اگر ما را تاختی که یک روز ترا میتازند و پرچم جمهوری اسلامی به آن مرز دنیا افراشته می شود
توصیه : فرزندان خود را طوری بار آورید که زینب وار زندگی کنید نام ائمه را بر آنها بگذارید که نوعی احساس مسئولیت در آنها بوجود آید .
خاطره : در آخرین بار او به بیماری سختی مبتلا شده بود بطوریکه حدود دو ماه در بیمارستان دکتر حشمت بستری بود بعد از آن یکهفته در یکی از بیمارستانهای ارتش بستری شد بعد از بهبودی وقتی قصد اعزام داشت گفت که دیگر بر نخواهم گشت.