سخت گمنامید، اما ای شقایق سیرتان!  **********   کیسه می دوزند با نام شما، شیّادها

شهداي شفت
آخرین مطالب
دیگر موارد
گذري بر زندگي شهيد سيدصادق حبيب زاده
نویسنده : خادم الشهدا
سه شنبه دوم آذر ۱۳۹۵

بقعة‌ متبركه‌ آقاميرحبيب‌ و آقا ميرصادق‌ِ كوزان‌ِ شهرستان‌ِ شفت ‌هميشه‌ زيارتگاه‌ مشتاقان‌ فرزندان‌ رسول‌ گرامي‌ اسلام‌ است‌ كه‌ از دور ونزديك‌ روي‌ به‌ آنجا مي‌نهند و با زيارت‌ آرامگاه‌ آن‌ دو سيّد جليل‌القدرآرامش‌ خاطر پيدا كرده‌ و با سبكبالي‌ راهي‌ مقاصد گوناگون‌ زندگي‌ خودمي‌شوند. فرزند زادگان‌ اين‌ دو بزرگوار سوي‌ جنان‌ پرواز كرده‌ نيزهمانند اجداد خويش‌ كه‌ شهرة‌ خاص‌ّ و عامند و مورد احترام‌ و اعتناي‌مردم‌ كوزان‌ و اطراف‌ آن‌ مي‌باشند، سخت‌ مورد توجّه‌ اهالي‌ِ آن‌ ديارند.سال‌ 1323 در چنين‌ محل‌ و جّو و شرايطي‌ سيّد مرتضي‌' فرزند زاده‌يكي‌ از آن‌ سادات‌بزرگوار صاحب‌پسري‌ شد كه‌ در راستاي‌ زنده‌ نگه‌داشتن‌ نام‌ جدّ وتوجّه‌ دادن‌ به‌ صادق‌آل‌ محّمد در بيان‌ وتبيين‌ احكام‌ الهي‌' ونصوص‌ آيات‌قرآني‌، نامش‌ راميرصادق‌ گذاشتند.

 ميرصادق‌ كه‌ نام‌خانوادگي‌اش‌ حبيب‌زاده‌ بود و بدين‌ گونه‌ درهوّيت‌ سجلّي‌ و جبلّي‌ خويش‌، نام‌ و نشان‌ و كردار و رفتار اجدادبزرگوارش‌ را به‌ ارث‌ برده‌ و حفظ‌ نموده‌ بود با تلاش‌ و كوششي‌خداپسندانه‌ كه‌ در پايان‌ آن‌، وصال‌ بحق‌ با چهره‌اي‌ خونين‌ برايش‌ ميّسرشد، آن‌ هويّت‌ آبا و اجدادي‌ را جاودانه‌ ساخت‌ و ماندگار كرد.

 ميرصادق‌، كودكي‌ را در روستاي‌ زادگاهش‌ «كوزان‌» سپري‌ كرد وبا پاگذاشتن‌ به‌ سّن‌ ورود به‌ مدرسه‌، از فومن‌ به‌ رشت‌ آمد و در يكي‌ ازمدارس‌ آنجا مشغول‌ تحصيل‌ شد. دورة‌ ابتدايي‌ را كه‌ پشت‌سر گذاشت‌وارد حوزة‌ علمّيه‌ رشت‌ شد ولي‌ ديري‌ نپاييد كه‌ عازم‌ مشهد مقدّس‌گشت‌ تا در حوزه‌هاي‌ علمّيه‌ آنجا به‌ تكميل‌ تحصيلات‌ حوزوي‌ خويش‌نايل‌ آيد.

 چهار سال‌ نزد اساتيد آنجا زانوزد و به‌ فراگيري‌ معارف‌ اسلامي‌پرداخت‌. اين‌ تاريخ‌ مصادف‌ بود با قيام‌ خونين‌ پانزده‌ خرداد سال‌1342 و اِعمال‌ خشونت‌ رژيم‌ ستمشاهي‌ نسبت‌ به‌ طلّاب‌ علوم‌ ديني‌ و به‌شيوه‌هاي‌ گوناگون‌ آنان‌ را تحت‌ فشارهاي‌ جسمي‌ و روحي‌ قرار دادن‌ كه‌در اين‌ راستا او وعدّه‌ ديگري‌ از طلّاب‌ مشهد دستگير مي‌شوند تا به‌خدمت‌ سربازي‌ اعزام‌ بشوند.

 در اين‌ فاصله‌ قبل‌ از آن‌ كه‌ لباس‌ سربازي‌ بر تنش‌ كنند و بدين‌وسيله‌ مورد تحقير و اهانت‌ ايادي‌ عمّال‌ اجنبي‌ در سرباز خانه‌هاي‌پهلوي‌ قرار بگيرد، مورد تطميع‌ و وعده‌ و وعيد چنان‌ و چنين‌ واقع‌ شده‌و به‌ او، قول‌ِ دادن‌ِ پُست‌ و مقام‌ آنچناني‌ در دستگاه‌ طاغوت‌ زمان‌ رامي‌دهند ولي‌  به‌ مصداق‌:

 نخورد شير، نيم‌ خوردة‌ سگ‌وربميرد به‌ سختي‌ اندر غار

 كوچكترين‌ همكاري‌ با طاغوت‌ را نپذيرفته‌ و به‌ آن‌ همه‌ مايه‌ وپاية‌ شه‌ فرموده‌ و عطاي‌ ملوكانه‌ هيچ‌ اعتنا نمي‌كند چرا كه‌ خود را سربازامام‌ زمان‌ (عج‌) مي‌داند و «نمي‌گيرد ره‌ِ دنيا خدا كيش‌!»

 بعد از اين‌ ماجرا چون‌ محيط‌ مشهد را در آن‌ شرايط‌ آشفته‌مناسب‌ نمي‌بيند، فرار را برقرار ترجيح‌ داده‌ به‌ رشت‌ مي‌آيد و در زادگاه‌خويش‌ ـ كوزان‌ِ فومن‌ ـ يك‌ دهه‌ منبر مي‌رود و با سخنراني‌هاي‌ سياسي‌خويش‌ سعي‌ در آگاه‌ نمودن‌ِ مردم‌ و روشن‌ ساختن‌ ذهن‌ آنها از حقايق‌ِجاري‌ كشور مي‌كند. عده‌ّاي‌ از عوامل‌ رژيم‌ به‌ بعضي‌ از بزرگان‌ِ خانوادة‌ميرصادق‌ تذكّر مي‌دهند تا مانع‌ از سخنراني‌هاي‌ آنچناني‌ سّيد شوندولي‌ او كه‌ راه‌ خود را پيدا كرده‌ به‌ كار خود ادامه‌ مي‌دهد. عوامل‌ رژيم‌جهت‌ برهم‌زدن‌ سخنراني‌ او، داخل‌ مسجد درگيري‌ بوجود مي‌آورند وبا تشنّج‌ آفريني‌ و رعب‌ و وحشت‌ تلاش‌ مي‌كنند تا بين‌ او و مردم‌ فاصله‌انداخته‌ و نگذارند كه‌ فريادهاي‌ او پرده‌ از جنايات‌ بوجود آورندگان‌كشتار وحشيانه‌ پانزده‌ خرداد و عاملان‌ِ سياهي‌هاي‌ سايه‌ انداخته‌ برمُلك‌ و ملّت‌ باشد ولي‌ باز هم‌ مانند گذشته‌ طرفي‌ بر نمي‌بندند و شبهاي‌ديگر نيز مردم‌ با ازدحام‌ بيشتر خويش‌ در مسجد، تشنه‌تر از شب‌هاي‌قبل‌، آمادگي‌ خود را جهت‌ شنيدن‌ِ بيانات‌ سيّد، اعلام‌ مي‌دارند. سيّدنيز چون‌ اجداد خويش‌ و ديگرِ اهل‌ منبر و محراب‌ به‌ وظيفة‌ «آينه‌داري‌»خويش‌ عمل‌ نموده‌، درباره‌ ايستادگي‌ در برابر ظلم‌ و جور و ستاندن‌ حق‌ّمظلوم‌ از ظالم‌ و تلاش‌ براي‌ تحقّق‌ِ قسط‌ و عدل‌ و حكومت‌ اسلامي‌ به‌تفصيل‌ سخن‌ مي‌گويد.

 تدريس‌ در دبيرستان‌ و اذهان‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ را به‌ نورمعارف‌ الهي‌' روشن‌ ساختن‌ و چهره‌هاي‌ دل‌ و فكرشان‌ را به‌ زمزم‌ توحيدشستن‌، سنگر ديگري‌ بود كه‌ شهيد ميرصادق‌ حبيب‌زاده‌ از آن‌ به‌ عنوان‌مبارزه‌ با طاغوت‌ كمك‌ گرفت‌. علاوه‌ بر تدريس‌ در دبيرستان‌ كه‌نزديك‌ به‌ 13 سال‌ از عمرش‌ بدان‌ مشغول‌ بود، مسجد صالح‌آبادسبزميدان‌ رشت‌ نيز كلاس‌ ديگري‌ بود كه‌ سيّد در آن‌ كلاس‌ به‌ طلبه‌هاي‌جواني‌ كه‌ در آنجا گرد مي‌آمدند تا معارف‌ حقّه‌ جعفري‌ را فرا بگيرند،درس‌ مي‌داد و به‌ روشنگري‌ مي‌پرداخت‌.

 با بالا گرفتن‌ شعله‌هاي‌ روشنايي‌ بخش‌ انقلاب‌ اسلامي‌ در سال‌1357 پسر عموي‌ او، شهيد سيّد رضا حبيب‌زاده‌ به‌ ضرب‌ گلوله‌هاي‌رژيم‌ منفور شاه‌ به‌ درجه‌ رفيعة‌ شهادت‌ نايل‌ مي‌آيد و ايشان‌ با شجاعت‌تمام‌، پيكر غرقه‌ به‌ خون‌ عمّوزادة‌ خويش‌ را تا زادگاه‌ خود كوزان‌،تشييع‌ نموده‌ و برسر مزار او، سخنراني‌ دشمن‌ شكني‌ ايراد مي‌نمايند.سال‌ 1358 در زمرة‌ روحانيوني‌ كه‌ از استان‌، راهي‌ تهران‌ مي‌شوند تا به‌ديدار حضرت‌ امام‌ خميني‌ (ره‌) بنيانگذار انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ نايل‌آيند و شرفياب‌ حضورش‌ شوند، با اشتياقي‌ زايدالوصف‌ حضور پيدامي‌كند و از نزديك‌ با امامي‌ كه‌ سالها تصوير او را در قاب‌ انديشه‌ و قلب‌خويش‌ قرار داده‌ ديدار مي‌نمايد. اين‌ ديدار، سخت‌ در او تأثيرمي‌گذارد، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ پس‌ از آن‌ دامنة‌ جنب‌ و جوش‌ و فعاليت‌هايش‌در راه‌ انقلاب‌ و نظام‌ اسلامي‌ بيش‌ از پيش‌ گسترده‌تر مي‌شود. بدين‌جهت‌ كانون‌ توجّه‌ و جديّت‌ خويش‌ را جوانان‌ قرار داده‌ توصيه‌ مي‌كند:«جوانان‌ انقلاب‌ و كشور ما آينده‌سازان‌ مملكت‌ ما هستند! همچنين‌: «مابايد اين‌ جوانان‌ را دريابيم‌!» بدين‌ خاطر هيچ‌گاه‌ از جوانان‌ دورنمي‌شدند و همواره‌ تلاش‌ مي‌نمودند كه‌ در جمع‌ آنان‌ باشند.

 مساجد كرف‌آباد كوي‌ سردارجنگل‌ و نقره‌دشت‌ رشت‌ كه‌ قبل‌ ازاقامة‌ نماز جماعت‌ ايشان‌ در آنها رونقي‌ نداشتند و جز تعدادي‌ پيرمرد وپيرزن‌ از كارافتاده‌ كسي‌ در آن‌ مساجد قامت‌ به‌ نماز نمي‌بست‌، در تمام‌طول‌ مدّتي‌ كه‌ ايشان‌ بنا به‌ عللي‌ عهده‌دار امامت‌ جماعت‌ آن‌ مساجدبودند مملّو از جوانان‌ پرشوري‌ بود كه‌ علاوه‌ بر اقامه‌ نماز دركلاس‌هاي‌ قرآن‌ و احكام‌ داير شده‌ در آنجا حضور پرشوري‌ داشتند وشهيد ميرصادق‌ نيز با گفتگوي‌ سياسي‌ و اجتماعي‌  و ارتباط‌ تنگاتنگ‌با آنها بسياري‌ از مسايل‌ و مشكلات‌ و گرفتاريهاي‌ نمازگزاران‌ را حل‌ّ وفصل‌ مي‌كرد.

 امّا از آنجا كه‌ «شب‌ پره‌ رونق‌ آفتاب‌ نخواهد» و اجانب‌ و ايادي‌جيره‌خوار آنها با تمام‌ توان‌، سعي‌ در نابودي‌ هر آنچه‌ كه‌ با تيرگي‌ وتباهي‌ در ستيز است‌، دارند؛ از اين‌ كه‌ مي‌ديدند، سيدّي‌ اين‌ چنين‌توانسته‌ است‌ جوانان‌ محل‌ خويش‌ را مجذوب‌ نموده‌ و دور خود جمع‌نمايد و به‌ سوي‌ انقلاب‌ و ارزش‌هاي‌ اسلامي‌ مي‌كشاند، بسيارخشمگين‌ و در پي‌ِ چاره‌ كار بودند. با نمازگزاران‌ درگير شدن‌؛ به‌ وجودآوردن‌ جّو ناامني‌ در مسجد، تقاضاي‌ بازگشت‌ امام‌ جماعت‌ قبلي‌مسجد كردن‌ و و هيچيك‌ مؤّثر نيفتاد و سيّد شهيد به‌ احترام‌ درخواست‌مردم‌ محل‌ّ، قولي‌ كه‌ به‌ حضرت‌ آيت‌اللّه‌ احسان‌ بخش‌ (ره‌) داده‌ بودندو احساس‌ وظيفه‌ ديني‌، سنگر امام‌ جماعت‌ مسجد نقره‌دشت‌ رشت‌ راترك‌ نكرده‌ و با جدّيت‌ به‌ اين‌ مهّم‌ مي‌پردازد.

 نظام‌ اسلامي‌ نيز بي‌هيچ‌ توقّف‌ و سكوني‌ راه‌ پر سنگلاخ‌ و بسيارسخت‌ و صعب‌ تثبيت‌ خويش‌ را مي‌پيمايد و در اين‌ راستا روزي‌ نيست‌كه‌ قامت‌ يا قامتهاي‌ استواري‌ از خداي‌ مردان‌ مدافع‌ اسلام‌ و ايران‌ وانقلاب‌ و قرآن‌ در راه‌ پايداري‌ و بالندگي‌ اين‌ نظام‌الهي‌' با تيغ‌ يا تيرِ فرديا گروهي‌ از دشمنان‌ «انفجار نور» بر سجّادة‌ خون‌، نماز وصال‌ به‌ معبودرا به‌ جاي‌ نياورد.

 سه‌ روز از شهادت‌ جانگداز شهيدان‌ «رجايي‌» و «باهنر»مي‌گذرد. مسجد كاسه‌ فروشان‌ رشت‌ همانند مساجد سراسر كشور براي‌آنها مجلس‌ سوّم‌ برپا كرده‌ و سّيد ميرصادق‌ براي‌ سخنراني‌ در آن‌مجلس‌، دعوت‌ شده‌ است‌. پس‌ از پايان‌ مراسم‌، سيّد با سرعت‌ به‌ خانه‌مي‌آيد و براي‌ رفتن‌ به‌ مسجد و اقامه‌ نماز جماعت‌ خود را آماده‌مي‌سازد. دقايقي‌ بعد گامهاي‌ مصمّم‌ و استوار سيّد فاصله‌ خانه‌ تامسجد را در مي‌نوردد. بين‌ راه‌ دو نفر از جواناني‌ كه‌ تحت‌ تأثير تلقينات‌و تفكرات‌ِ شيطاني‌ِ دشمنان‌ِ قسم‌ خوردة‌ اسلام‌ و ايران‌، فريب‌ خورده‌ واز آغوش‌ پُر مهر دين‌ و آيين‌ و مُلك‌ و ملّت‌ جدا شده‌اند، جلوِ سيّد رامي‌گيرند. يكي‌ جلوتر آمده‌ از توجّه‌ و عنايت‌ سيّد صادق‌ به‌ جوانان‌،سوء استفاده‌ نموده‌ و سلام‌ مي‌كند:

 ـ عليكم‌ السلام‌ و رحمة‌اللّه‌

 ـ حاج‌ آقا ببخشيد! اجازه‌ مي‌فرماييد، سئوالي‌ بپرسم‌!

 و دوست‌ ناجوانمردش‌ فرصت‌ به‌ دست‌ آمده‌ را مغتنم‌ شمرده‌ به‌طرف‌ سيّد، اين‌ روحاني‌ مبارز شليك‌ّ مي‌كند! و شهيد حجت‌الاسلام‌ والمسلمين‌ حاج‌ ميرصادق‌ حبيب‌زاده‌ به‌ آرمانش‌ كه‌ لقاي‌ پروردگاراست‌؛ نايل‌ مي‌شود.

 منبع: آيينه‌داران‌ ج1 شرح حال شهدای روحانی استان گیلان، محمّدهادي‌ رنگرزيان‌، بنیاد شهید استان گیلان، اول، 1381، ص‌ 47-56.

:: موضوعات مرتبط: 61. شهيد سيدصادق حبيب زاده
:: برچسب‌ها: شهداي شفت, شهيد حبيب حسني كوزاني
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ
(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند
سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹


پايگاه اطّلاع رساني 300 شهيد سرافراز شهرستان شفت به منظور ترويج فرهنگ ايثار و شهادت و شناخت هرچه بيشتر شهداي اين شهرستان از تابستان سال 1390 آغاز به كار كرد كه با توکل به خدا، توسل به شهدا و همت مردم عزيز به ويژه خانواده معظّم شهدا تا كنون اطلاعات زيادي از اين شهداي عزيز دريافت و در اين وبلاگ منتشر شده است و اطلاعاتي نيز در دست انتشار مي باشد.
منو اصلی
آرشیو مطالب